شمس الدين محمد بن محمود آملي
565
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اگر حريف بسهو يا بعمد بازى كج ببازد نگويد كه كج باختى بلكه اگر خواهد بگويد كه همانا سهو باختى . و اگر حريف منكر شود لجاج نكند و به هيچ حال كار به جائى نرساند كه وحشت تولد كند و اگر كسى بهتر بازد نگويد طرح مىدهم مگر حريف در خواست كند . و چون او در خواهد اول منع كند و بعد از آن ابتدا بطرح يك پياده كند و همچنين بدآنچه حد طرح باشد و حريف راضى شود و مع هذا عذر بخواهد كه بسبب اشاره طرح مىدهم و اگر خصم بهتر از او بازد طرح پس بستاند و شرم ندارد و اگر كسى رخى يا اسبى طرح دهد بر او محكم نكند كه يك بيك نمىبايد زدن هر چند طرح گرفتن و يك بيك دادن ناپسنديده است و به هيچ حال بگر و نبازد و اگر ببرد رها كند و در گرفتن گرو مبالغه ننمايد و اگر نمايد بىتوقف بدهد و از براى شطرنج باختن سوگند نخورد و چون شطرنج تمام شود پيش از حريف دست بشطرنج نكند بلكه بگذارد تا حريف بر است نهادن شروع كند . و اگر بعد از باختن از او پرسند كه برد اگر همه او برده باشد نگويد كه من بردم بلكه گويد بعضى من و بعضى او . فى الجمله شطرنج چنان بازد كه سبب مودت شود نه موجب وحشت . فصل دويم در انواع شطرنج از آن جمله يكى شطرنج ذوات الحصونست 10 در 10 باشد و بر كنارهاى او از چهار گوشه چهار خانه ديگر باشد كه آن را حصن خوانند و در وى چهار دبابه آوردهاند كه بر مثال رخ رود و ليكن به انحراف و هرگز در اين شطرنج